ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
52
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
ثمانين دست داد و عبد الرحمن در اين اثنا خود را از جاى بلند بر روى سنگى انداخت تا هلاك شد . و سه عبد الرحمن از ظهور اسلام تا آنوقت در سيستان و خراسان حكومت كردند و مهلب اولبار با عبد الرحمن سمره به خراسان و سيستان آمد . در آنزمان سوارى بود به شجاعت و تهور مشهور ، اما چندان مكنتى نداشت . چون يكهسوار بر پادشاه كابل حمله كرد و او را از اسب بينداخت مشهور شد و عبد الرحمن سمره فرو [ كذا ] را سپهسالار نمود و در خراسان رشيد شد . و چون كرت آخر بفرمودهء حجاج بخراسان و سيستان آمد چنين مقرر شد كه مهلب امير سيستان باشد . و عبد الرحمن 25 حاكم خراسان و بهاتفاق يكديگر تمهيد مقدمات ملكى و مالى ميكردند . در آخر مهلب به تدبير صايب بر جميع خراسان مستولى شد و اولاد و گماشتگان مهلب مدتها حكومت سيستان نمودند ، و ابواب مروت و احسان به روى مردمان گشوده ، داد عدالت ميدادند و مسئولات و مأمولات اهل آن ملك را به احسان مىآوردند و هرگونه آزارى كه از عمال سابق بنى اميه يافته بودند در زمان مهلب و آل مهلب راحتى يافتند . [ 24 ] و بعد از استيصال آل مهلب و انقضاى دولت ايشان جنيد بن عبد الرحمن بر ممالك نيمروز به امر حكومت مستقل گرديد ، و مدتى لواى حكومت برافراشت و در حكومت و سياست داد مبالغه ميداد ، تا در سنهء ست و عشرين [ و ] مائه ، مزاج هشام بن « 1 » عبد الملك از جنيد بن عبد الرحمن متغير گرديد و سپس آن بود كه جنيد ، فاصله [ كذا ] دختر يزيد بن مهلب را بىرخصت هشام در حبالهء نكاح درآورد و هشام عاصم بن عبد الله را به حكومت سيستان و خراسان فرستاد . همانروز كه عاصم به خراسان رسيد جنيد بن عبد الرحمن وفات [ يافت ] فى شهور سنهء سبع و عشرين و مائه و باندك روزى عاصم را نيز عزل كرد و خراسان و سيستان را به اسد بن عبد الله القسرى « 2 » داد و آن نيز چندين
--> ( 1 ) - در اصل : هشامان . ( 2 ) - در اصل : العشرى .